سيد علي اكبر قرشي

429

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

مى خوردند چنان كه شتر علف بهارى را . « ربع » بر وزن عقل . خانه و منزل و مسكن ، جمع آن ربوع و رباع و . . . آيد و آن سه بار به صيغه جمع در « نهج » آمده است دربارهء عبرت از گذشتگان فرموده : « و لو استنطقوا عنهم عرصات تلك الديار الخاوية و الربوع الخالية لقالت : ذهبوا فى الارض ضلّالّا » خ 221 ، 338 ، اگر از حال آنها از ساحتهاى آن ديار خراب و مساكن خالى پرسيده شود ، گويند : رفتند و در زمين و گم شدند . و در زبانحال مردگان فرموده : « فقالوا كلحت الوجوه النواظر . . . و تهكّمت علينا الربوع الصموت فانمحت محاسن اجسادنا و تنكّرت معارف صورنا » خ 221 ، 340 ، گفتند : چهره‌هاى تازهءمان بد منظر گرديد . خانه‌هاى ساكت ( قبرها ) ما را مسخره كردند ، زيبائيهاى بدنمان محو شد ، شناخته‌هاى قيافهءمان ناشناخته گرديد . مرباع : مكانى كه علف آن در اوّل بهار مى رويد : « المرباع : المكان ينبت نباته فى اوّل الربيع » و نيز بارانى كه در اول بهار مى بارد جمع آن مرابيع است كه فقط يك دفعه در « نهج » يافته است آنجا كه در وصف اسلام فرموده : « لا تفنى غرائبه و لا تنقضى عجائبه فيه مرابيع النعم و مصابيح الظلم » خ 152 ، 213 ، غرائب آن تمام نمى شود عجائبش پايان نمى پذيرد ، در انست بارانهاى نعمتها و چراغهاى ظلمتها . ربيعه : نام قبيله‌اى از قبائل عرب است كه دو بار در « نهج » ياد شده در يك جا فرموده : « انا وضعت فى الصغر بكلاكل العرب و كسرت نواجم قرون ربيعة و مضر و قد علمتم موضعى من رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله بالقرابة » خ 192 ، 300 ، من به زمين زدم بزرگان عرب را و من شكستم شاخهاى قبيلهء ربيعه و مضر را و مى دانيد منزلت مرا از رسول خدا در قرابت بسيار نزديك . كلاكل : سينه‌ها . منظور بزرگان عرب است ، نواجم ظاهر شده‌ها و قرون به معنى شاخها مى باشد منظور بزرگان ربيعه و مضر مى باشد ابن ميثم فرموده : مراد امام عليه السلام آنهائى است كه در جمل و صفين از بين برد . در عهدنامه‌اى ميان ربيعه و يمن چنين نوشت « هذا ما اجتمع عليه اهل اليمن حاضرها و باديها و ربيعة حاضرها و باديها انّهم على كتاب اللّه يدعون اليه و بأمرون به »